۱. پیشگفتار و فراخوان
ایرانیان و هموطنان سرافراز!
ما، امضاءکنندگان این بیانیه، بخشی از پشتیبانان سکولار حامی جنبش سبز، دریافتهایم که در لحظاتی قرار داریم که باید بر اساس وظیفهٔ گریزناپذیر تاریخی خود گزینهای را که میپنداریم صلاح آیندهٔ سرزمینمان در تحقق آن نهفته است پیش روی ملت بزرگ ایران و شرکتکنندگان در جنبش غرورآفرین سبز ملتمان قرار دهیم.
ما باور داریم که سی سال قانونشکنی، ایجاد خفقان، نابودی آزادی بیان، برقراری زندانهای عقیدتی، اعمال شکنجه، انجام قتلهای زنجیرهای و کشتارهای دستهجمعی، و بیاعتنائی به تک تک مفاد اعلامیهٔ جهانی حقوقبشر و کنوانسیونهای بینالمللی، این نکته را روشن ساخته است که نظام فعلی مسلط بر ایران، در تمامیت ساختارها و قانون اساسیاش، مشروعیت و حقانیت خود را بکلی از دست داده است.
ما، بی آنکه منکر احتمال ضروری شدن پذیرش دورانگذاری تدریجی و بیخشونت به سوی متحقق شدن خواستهای خود باشیم، فکر میکنیم که هر گونه گذاری باید دارای هدف مشخصی باشد که خواستهای ما بر اساس آن تهیه شده و، در نتیجه، تنها راه چاره برای نجات سرزمینمان از انواع بحرانهای فعلی را انحلال کامل حکومت موجود و به رأی گذاشتن نوع حکومت آینده، و گزینش نمایندگان مجلسین مؤسسان و شورا، و دولت آیندهٔ ایران از طریق یک سلسله انتخابات آزاد، و زیر نظارت نهادهای بینالمللی میدانیم.
ما فهرست باورها و خواستهای خود برای آیندهٔ کشورمان را به صورتی فشرده در بخش دوم این نامه آورده و، با ایجاد یک دبیرخانه و سایت اینترنتی که فقط عهدهدار مسئولیت ایجاد ارتباطات شبکهای و تبادل افکار و ایدهها بوده و میکوشد تا همگان را در جریان فکرها و نظرهای نیروهای سکولار ایران قرار دهد، از همهٔ ایرانیانی که خود را با ما همدل و همراه مییابند دعوت میکنیم تا با امضاء کردن این بیانیه ـ حتماً با نامهای حقیقی خود ـ به ما بپیوندند.
هموطنان! ما کمجمعیت و ناتوان نیستیم، اما پراکندگیمان کارآئی را از ما میگیرد. در این راه هیچ نیازی به کنار گذاشتن عقیده و سلیقه و مذهب و مکتب شخصی کسی وجود ندارد. مسلمانان شیعه و سنی، زرتشتیان، مسیحیان، بهائیان، کلیمیها، و بیدینان و منکران مابعدالطبیعه همگی میتوانند، در راستای ایجاد فضای تساهل و تحملی که همزیستی همگانی را تضمین میکند، خود را سکولار دانسته و برای تحقق خواستهای مندرج در این بیانیه به صفوف ما بپیوندند.
ما همچنین از صاحبان رسانههای مختلفی که خود را سکولار میدانند دعوت میکنیم تا با پیوستن به ما امکان ایجاد شبکهٔ قدرتمندی از رسانههای طرفدار سکولاریسم را فراهم آورند تا بتوان به کمک آن صدای خواستهای راستین ملت ایران در سراسر جهان منعکس ساخت.
هموطنان! مقصد دور نیست اگر ما راه آینده را با دوستی و اعتقاد به همزیستی همدلانه طی کنیم.
۲. خواستهای ما و دلایل مطرح شدنشان
- بهنظر ما، مشکل اصلی و تاریخی ملت ایران تحمل رنج مدام ناشی از سلطهٔ انواع تبعیضها بوده است. ما ایرانیان همواره از تبعیض در مورد عقاید، مذاهب، ادیان، جنسیت، قومیت، زبان، ارزشهای فرهنگی، و فرصتهای اجتماعی خود رنج بردهایم و این امر بهخصوص بهخاطر اعلام «مذهب رسمی» در قانون مشروطه و نیز در سه دهه حکومت گروه روحانیون فرقهٔ تشیع امامی بر کشورمان، بشدت افزایش یافته است.
- ما چارهٔ این مشکل تاریخی را در ساختن جامعهٔ نوینی میبینیم که بر اساس قوانین ناشی از ارادهٔ عموم مردم اداره شده و «همهٔ ایرانیان» را فارغ از هر گونه هویت مذهبی، قومیتی، جنسیتی، زبانی و فرهنگی، به یکسان و بیهیچ تبعیضی نگریسته و داد و عدالت و امکانات و منابع را بر همگان ارزانی دارد.
- ما معتقدیم که ایرانیان، بعنوان مالکان حقیقی کشورشان، باید از همهٔ حقوق مندرج در اعلامیهٔ حقوقبشر، بدور از هرگونه شرط مذهبی یا غیر مذهبی، برخوردار باشند و حکومت آیندهٔ ایران باید همهٔ مفاد کنوانسیونهای بینالمللی را که متضمن برابری جنسیتی، ممنوعیت تبعیض، شکنجه، اعدام، زندان عقیدتی ـ سیاسی، و محرومیت از خدمات آموزشی و بهداشتیاند بدون هیچ اما و چرا و شرطی پذیرفته و رعایت کند.
- ما اعتقاد داریم که شرط وجود «ایرانیان» برقراری و حفظ یک ایران یکپارچه است و معتقدیم که اعمال تبعیضهای گوناگون مهمترین عامل به خطر افتادن یکپارچگی کشور بوده و میل جداسری را در گروههای مختلف اجتماعی بیدار میکند. ما باور داریم که استمرار این یکپارچگی را تنها برانداختن انواع تبعیضهای قومی و سرزمینی و فرهنگی تضمین میکند.
- ما اعتقاد داریم که «ایرانی بودن»، علاوه بر جنبههای حقوقی و قانونیاش، یک باور برخاسته از «هویت ملی ـ تاریخی» ما است که تبعیض میتواند ویرانگر آن باشد. لذا، معتقدیم که توجه به میراثهای گوناگون فرهنگی «همهٔ ایرانیان»، در همهٔ ادوار تاریخ این کشور، مهمترین اقدام در راستای حفظ و تقویت یک حس عمیق پیوند خوردگی با هویت ایرانی بهشمار میرود. در عین حال، ما آگاهی انتقادی و بدون تبعیض از تاریخ گذشته، بدون انکار حتی لحظهای از این سرگذشت را، یکی از شروط حفظ هویت ملی ایرانیان و بهم گره خوردن و پیوند یافتن همهٔ گوناگونیهای این ملت میدانیم.
- ما معتقدیم که ایران در صورتی متعلق به همهٔ ایرانیان خواهد بود که هیچ فرد و گروهی از لحاظ مالکیت بر حاکمیت و ادارهٔ مملکت و برخورداری از مواهب آن بر دیگران برتری نداشته و دارای امتیاز ویژهای نباشد. درهای همهٔ مناصب کشوری و لشگری باید بر همهٔ ایرانیان گشوده باشد و هیچ کس را نتوان برای احراز مشاغل و مناصب انتخابی و انتصابی بهخاطر نوع عقیده و مذهب و زبان و قومیت و جنسیتاش از این امکانات محروم ساخت.
- ما معتقدیم که مهمترین راهحل «پذیرش تفاوتها در فضائی بیتبعیض» استقرار شایستهسالاری در کشور است چرا که اعمال هرگونه معیار دیگری در گزینشها و انتصابها به برقراری تبعیض میانجامد.
- ما منابع و منافع ملی را از آنِ همهٔ ایرانیان میدانیم، و در عین حال بنا بر اصل احترام به فردانیت انسانها و حق آنها در برخورداری از ثمرهٔ تلاشهایشان در طول زندگی، مالکیت خصوصی را محترم داشته اما، در عین حال، اعتقاد داریم که، بنا بر اصل «عدم تبعیض»، هیچکس نمیتواند بهخاطر دستآوردهای مادی خود از امتیازات اجتماعی خاصی برخوردار باشد. نیز همان اصل ایجاب میکند که سیاستهای کشوری همواره در راستای ایجاد تعدیل اجتماعی تنظیم شوند.
- آشکار است که «رفع تبعیضات مختلف از یک جامعهٔ رنگارنگ و متنوع» متضمن آن نیز هست که هیچ گروه و قشر اجتماعی نتواند ارزشهای خاص خود را بر دیگران تحمیل کرده، شهروندان کشور را به درجات مختلف تقسیم نموده، و امکانات کشور را بر حسب این تقسیمات بین آنان توزیع کند. بدین دلیل، ما خواستار حکومتی غیر مذهبی و غیر مکتبی هستیم که فقط ترجمان خواستها و نیازهای «همهٔ ایرانیان» و مجری تصمیمات نمایندگان همهٔ آنان در مجالسی قانونگزار باشد که نمایندگانشان بدون هیچ نظارت و دخالت تبعیضآمیزی برگزیده شده باشند.
- ما معتقدیم که یکی از نشانههای همزیستی آن است که هیچ گروهی نتواند ارزشها، مناسبتها و اعیاد و سوگواریهای خود را بر دیگر گروهها تحمیل کند. ما این «مناسبتها» را اختصاصی و گروهی دانسته و، در عین حفظ احترامی معمولی نسبت به آنها، معتقدیم که دیگران نباید مجبور به رعایت ملاحظاتی در موردشان باشند.
- ما میدانیم که رنگارنگی یک جامعه در عین حالی که وجود چتر گستردهٔ بیتبعیضی را ایجاب میکند، ضرورت توجه به نیازهای انحصاری قشرهای اجتماعی مختلف را نیز با خود میآورد. پس، لازمهٔ پذیرش کثرت و تنوع، برسمیت شناختن اختیارات درونی گروههای بزرگ و کوچک اجتماعی نیز هست و اعمال هرگونه تحمیل در مورد مذهب، زبان، ارزشهای فرهنگی، و نیز کوشش برای ایجاد یک شکلی تبعیضآفرین و تمرکز بیقاعده به تبعیض، نارضایتی، و پیدایش نیروهای گریزان از همزیستی میشود و باید ممنوع گردد.
- عدم تبعیض ایجاب میکند که در کشور ما هیچ مقامی نتواند غیرمسئول و غیرپاسخگو به مردم و نمایندگانشان باشد و خود را تافتهای جدا بافته تلقی کند. هرکس بقدر مسئولیتی که میپذیرد مسئول و پاسخگو به ملت است.
- ما سخت به اهمیت «تحزب» در کار سیاسی معتقدیم و همگان را به عضویت در احزاب گوناگون تشویق میکنیم. در عین حال، معتقدیم که کار یک حزب سیاسی کوشش برای تحمیل ایدئولوژی، مکتب و مذهبی خاص بر نظام حکومتی و زندگی اجتماعی نیست بلکه هر حزب میتواند، با تکیه بر دیدگاههای عقیدتی خود، اما در چهارچوب آزادیهای دموکراتیک و سکولار، «برنامه»های مختلفی را به مردم رأیدهنده عرضه نماید. همچنین، هر حزب نشسته در قدرتی باید بداند که خادم «همهٔ ایرانیان» است و نمیتواند بین اعضای خود با دیگران تفاوت و تبعیض قائل شود. همچنین، بهمنظور جلوگیری از بروز استبداد حزبی، هیچ شخصیت و حزبی نمیتواند برای همیشه در قدرت بماند و همهٔ گردانندگان کشور بصورتی ادواری و مدتمند برای انجام وظایف خود برگزیده میشوند و در دوران کار خود همگی مستخدمین و خدمتگزاران ملت محسوب شده و در موقعیتی نیستند که از لحاظ حقوق اجتماعی خود را بالاتر از تک تک آحاد ملت ایران بدانند.
- در ایران بیتبعیضی که ما میخواهیم ملت همواره باید از حق بازبینی، انتقاد، اعتراض، اجتماعات مسالمتآمیز و اعتصابهای قانونی بوسیلهٔ نمایندگان برگزیدهٔ خود برخوردار باشد. به موازات این امر، آزادی مطبوعات و رسانهها باید بوسیلهٔ حکومت قانونی تضمین و حمایت شود. رسیدگی به هرگونه شکایتی در مورد مطالب پخش شده از سوی رسانهها با قوهٔ مستقل قضائی است و دولتها باید حق دخالت در این امور را نداشته باشند. همچنین آزادی بیان ایجاب میکند که در سطح ملی، هیچ امری بجز یکپارچگی کشور، آزادی مردمان، و برقراری نهادهای دموکراتیک «مقدس» نباشد اما همین امور اخیر نیز، با توجه به قداست زمینیشان، «انتقادناپذیر» نبوده و کسی را نمیتوان از عرضهٔ انتقاد نسبت به آنها منع کرد.
- ما معتقدیم که نیروهای مسلح کشور و نیروهای انتظامی و فرماندهان آنان نباید حق شرکت در فعالیتهای سیاسی و اقتصادی را (مگر در حد حقوق شهروندی و امکانات شخصی و بدون استفاده از هرگونه رانت حکومتی یا نظامی) دارا باشند و لازم است که موظف به اجرای وظایف قانونی خود بوده و از دولت منتخب ملت اطاعت کنند.